« ...שָׂרַי אִשְׁתְּךָ לֹא תִקְרָא אֶת שְׁמָהּ שָׂרָי כִּי שָׂרָה שְׁמָהּ:» (בראשית   יז:טו)

  « כִּי יְדַעְתִּיו לְמַעַן אֲשֶׁר יְצַוֶּה אֶת בָּנָיו וְאֶת בֵּיתוֹ אַחֲרָיו...:» (בראשית   יח:יט)

« ... سارَی زن تو، نامش را سارَی نخوان، زیرا (از این به بعد) سارا نام او خواهد بود:»  (برشیت    17:15)

«زیرا او (اوراهام) را آشنای خود می دانم به این خاطر که به فرزندانش و به خاندانش پس از خود وصیت می کند...:»  (برشیت    18:19)

در پاراشای لخ­لخا می­خوانیم که حداوند، نام "אַבְרָם" را به "אַבְרָהָם" تغییر داد، و از این به بعد نام ایشان به این اسم جدید در همه­ی کتب ذکر گردید و رایج گشت. با تغییر نام אַבְרָהָם، نام "שָׂרַי" نیز به "שָׂרָה" تغییر یافت، و او نیز از آن به بعد به این نام جدید مشهور گشت.

این دو تغییر نام متوالی که در تورا در قالب یک موضوع مطرح می­گردد، سوالی در ذهن هاراو "ר' אִיצָלֶ'ה מִוּוּלוֹזִ'ין" (זצ"ל) ایجاد کرد که: «چه ارتباطی بین عوض شدن نام "אַבְרָהָם" و "שָׂרָה" وجود دارد، و تورا از ذکر اینکه حداوند، نام هر دو را تغییر می­دهد، چه اندرز و عبرتی به ما می­آموزد؟»

هاراو در پاسخ می­گوید: «وقتی پادشاهی به سلطنت برسد، تاج پادشاهی بر سرش قرار می­گیرد و همگان او را به عنوان پادشاه خطاب کرده و با برپاکردن جشن و نشاندن او بر کرسی پادشاهی به او ابراز وفادارای می­نمایند، خودبه­خود همسر او نیز به نام ملکه مورد خطاب قرار می­گیرد؛ یعنی ارتباطی است بین «مَلِک» شدن پادشاه با «ملکه» شدن همسر او. همین که پادشاه به قدرت و سلطنت نائل شود، همسرش نیز به همراه او به مقام و بزرگی مفتخر می­گردد. لازم نیست مراسم خاصی صرفاً برای ملکه برپاگردد و در آن مراسم، همسر پادشاه را به عنوان ملکه تعیین کنند، چون با اعطای لقب پادشاهی به شوهر، همسر او نیز خودبه­خود لقب ملکه را کسب خواهد نمود.»

همین­طور در تغییر نام اوراهام می بینیم که وقتی نام اَورام تغییر می­کند و وی "אברהם – אב המון גוים" «پدر همه­ی ملل و امت­ها» خوانده می­شود، پرچمدار توحید گشته و آموزش راه حداپرستی و سپردن این راه به آیندگان را به دست می­گیرد تا همه­ی انسانها را با حداشناسی آشنا نماید، همسرش سارا نیز مادر توحیدی ملل شده، زیرا شخصیت فردی او تحت تأثیر اوراهام قرار گرفته و به همراه شوهر خود، تلاش­های فراوانی برای ترویج حداشناسی و حداپرستی انجام می­دهد؛ کما­اینکه در پاراشای لخ­لخا خواندیم که تورا می­فرماید: וְאֶת הַנֶּפֶשׁ אֲשֶׁר עָשׂוּ בְחָרָן - یعنی انسان­هایی را که هر دوی ایشان از نیستی و نابودی و جهالت، به شناخت و آشنایی با حداوند رسانده بودند، با خود همراه ساختند.

این ارتباط می­تواند در هر زندگی باشد. با بارور گشتن فهم و درک و شعور بزرگ خانواده، همه­ی خانواده تحت تأثیر قرار می­گیرد. با رشد شخصیت و فرهنگ مرد خانه، خانه و خانواده­اش نیز بی­نصیب نخواهند ماند و آنان نیز از این پیشرفت متأثر خواهند بود.

نوع نگرش، طرز فکر، نوع صحبت، طریق راه رفتن، صمیمیت، مهربانی، گرمی و صفا متعلق به همه­ی دوران­هاست. این­ها صفاتی نیستند که تنها در گذشته و در زندگی پدران و گذشتگان ما بامعنی باشند؛ بلکه در دوران ما نیز بالندگی و پیشرفت بزرگان خانه باعث همراه گشتن و همسو شدن سایر اعضای خانواده با آنان شده و یکی شدن را به همراه خواهد داشت.

هاراو מִוּוּלוֹזִ'ין می­فرماید: «بنابراین از آنچه که در تورا تعریف می­کند یاد می­گیریم که وظیفه­ای است بر عهده­ی بزرگان خانواده که همچون אַבְרָהָם رفتار نموده و نسلی را تربیت نمایند که دوستدار حدا بوده و برای اجرای دستورات او از همه­ی توان خود استفاده نمایند تا شاهد تأثیرات مثبت آن در ساختار جامعه باشیم.»                                                            منبع: עלינו לשבח 

تحریریه: تلمود تورا کنیسا ابریشمی